جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
باورم نمیشود که دو ماه گذشته. وقتی اولین هفته آن شروع شد، فکر کردم تا ابد طول میکشد تا تمام شود. واقعاً حس میکردم تا ابد طول میکشد، چون خیلی دردسر بود. من می آیم و خیلی دیر به خانه میروم. و بعد، گاهی وقت ندارم اینجا چیزی بخورم. زیرا میخواهم بیشترین وقت را برای شما بگذارم. بعد وقتی به خانه می روم، آنجا هیچ چیز برای خوردن نیست. و اشخاص- سگ غذا میخواهند، و دستیار توجه میخواهد، و آه، عیسی مسیح! [...] و من هر روز باید کارگرانی که به خانه ام، به مکان من می آیند را تحمل کنم و اینهم از ناشناس ماندن و حریم شخصی ... همه جور فشاری هست. واقعاً... میخواهم به شما بگویم. اینها را به شما می گویم که در توهم استاد شدن نباشید [...]